راههای ترسو کردن کودکان
چگونگی از شیرگرفتن کودک نیز ،در ترسو کردن کودکان تاثیر دارد.اگر مادر با روشهایی همچون تلخ کردن و زشت کردن سینه خود بخواهد کودک را از شیر بگیرد،به کودک خود این پیام را منتقل می کند که چیز ترسناکی مادر را تهدید می کند درحالیکه قدرتی که از مادر دفاع کند نیست.همین ادراک می تواند سر منشا ترسهای بعدی باشد.
توجه داشته باشید کودکان قدرتهایی مانند قدرت اطرافیان،پلیس و ... را درک نمی کنند کودک برای مقابله با هر خطری تنها به قدرت والدین خود مخصوصا مادر تکیه می کند آنها قدرت والدین خود را بی نهایت فرض می کنند مگر آنکه ضعف والدین، محدودیت قدرتشان را به کودک ثابت کند.
اما به فرض آنکه در مرحله شیر دهی و ترک آن همه دقتهای لازم را انجام داده باشیم ،در مراحل بعدی کافی است که خودمان عمدا برای ترسو کردن کودکان اقدامی را انجام ندهیم .درحالیکه ما بسیاری از اوقات بدون توجه به ادراک قوی کودکان آنها را می ترسانیم تا محدودیتهای دلخواهمان را اعمال کنیم .
لذا تا وقتی که کودک مرزهای گسترده امنیت را درک نکرده است نباید ضعف قدرت والدین را درک کند .لذا در مرحله ترک عادت شیردهی کودک نیز باید از هر اقدامی که نشان دهنده ی تهدید و خطر باشد پرهیز نمود.
مثلا مادری که برای نظافت خانه اهمیتی بیش از حد طبیعی قائل است، برای آنکه کودکان خود را وادار به رعایت نظافت نماید،آنها را از چیزهای موهومی می ترساند.البته منظور او این است که موقتا کودک را از انجام کاری بازدارد که معمولا هم چنین نمی شود،بلکه بازده رفتار او ترسو کردن کودک در زمینه های دیگری است که اصلا مورد انتظار و خواست مادر نبوده است .به همین جهت گفتنی است مادران سختگیر مخصوصا مادران وسواسی بیشتر کودکان ترسو بار می آورند.
گاهی کودک را از چیزهایی مثل لولو ،هاپو و ...می ترسانیم و آن را جدی نمی گیریم چون کودک عکس العمل آنی نشان نمی دهد .اما این عکس العمل نشان ندادن به معنای یک شجاعت خارق العاده در وجود فرزند ما نیست بلکه او هم اکنون در معیت ما احساس امنیت دارد .آنچه اتفاق می افتد این است که انرژی کلمات ما در او ذخیره شده و در مواقعی مثل تاریکی و تنهایی فعال می شود .بنابراین هرگاه کودک رفتاری غیر منطقی از روی ترس نشان می دهد ،قطعا دلیلی برای رفتار خود دارد که در اکثر مواقع این دلیل به گذشته و به رفتار والدین برمی گردد.
گاهی والدین برای کنترل موقت و آنی کودک او را با وحشتناکترین جملات مثل حمله دزدان،زندانی شدن،تحویل به آدمخواران و از این قبیل می ترسانند اینها ابتداءا یک شوک عصبی به کودک وارد می کنند که شاید این شوک در آن هنگام کمک کننده

و موثر باشد اما بعدا این کودک نسبت به درستی حرفهای والدین خود دچار تردید می شود و بعدها این تردید را به همه گفته های آنها سرایت می دهد.
یکی دیگر از مهمترین دلایل ترس کودکان ،سرایت ترس از بزرگترها به کودک است .ترس یک بیماری واگیر دار است و راه سرایت آن نیز ابراز آن است.مادری که ترس خود را در حضور کودکان خود ابراز می کند،قطعا ترس خود را به آنها منتقل می کند.توجه داشته باشید این انتقال در دوران کودکی بسیار قوی است ،بعد ها فرزندان ما کمتر تحت تاثیر احساسات ما آسیب خواهند دید.
به هر حال ترس وقتی منتقل شد از بین نمی رود بلکه ممکن است به بیماری دیگری تغییر شکل بدهد مگر آنکه بتوانیم واقعا آن را درمان کنیم حال آنکه درمان بیماری های روحی کار آسانی نیست و گاهی تا حد غیر ممکن مشکل جلوه می کند .بنابراین روی بزرگ شدن کودکانتان حساب نکنید. پس بهترین کار این است که بجای راحت کردن خودمان از طریق ترساندن کودکان ،زحمت صبر و حوصله در مقابل شیطنتهای کودکانه شان را به خود بدهیم.
انسیه نوش آبادی--- بخش خانواده ایرانی تبیان
این وبلاگ به منظور تعامل هرچه